|
ماهنامه شماره 199 مرداد 1386 بخش مقالات علوم و ادبیات این مقاله 271 بار خوانده شده است.
نسخه قابل چاپ |
نویسنده : گزارش |
|
بررسی جایگاه فیلم کوتاه و مستند
|
|
«هادی آفریده»، عضو انجمن صنفی مستندسازان و انجمن فیلم کوتاه ایران در خانه سینماست. او که متولد 1363 در تهران است، فعالیت هنری خود را از سال 1377 با نویسندگی و کارگردانی در تاتر آغاز کرد. سپس در سال 1380 با حضور در انجمن سینمای جوانان ایران و انجام پروژههای مختلف عکاسی، تصویربرداری و انتخاب بازیگر برای بیش از 50 فیلم کوتاه به فعالیت سینمایی خود ادامه داد. آثار او عبارتند از: نارنجی، فرزندان باغچهبان، سوت، زیردرختان کاج، پدر، مراسم صبحگاهی و نقل گرد آفرید. «هادی آفریده» تاکنون موفق به حضور و کسب جوایز در بیش از 40 جشنواره خارجی و داخلی شده است که میتوان به چند مورد اشاره کرد: فیلم «مراسم صبحگاهی» منتخب کارگاه تخصصی مستندسازی از طرف مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی (1385)، فیلم پدر برنده تندیس و لوح افتخار بهترین کارگردانی در جشنواره بینالمللی پلیس (1384)، مستند باغچهبان برنده تندیس و دیپلم افتخار از بیست و سومین جشنواره هویت ملی تهران (1384) و... او همچنین با حضور بینالمللی در جشنوارههای فیلم کوتاه و مستند در کشورهای بوسنی، کابل، پرتغال، هلند و... نمایندهای شایسته از کشورمان بوده است. ماهنامه گزارش بر آن است که ضمن معرفی این جوان موفق در عرصه سینماگری با انجام رسالت خود در حمایت فرهنگی از این نوع سینما گام بردارد. *** آقای آفریده انگیزههایی که شما را به سمت فیلم کوتاه و مستند سوق داد چه بودند؟ در حقیقت شکلگیری و ظهور گرایش به سینما در من ماحصل دورهای تکاملی است از کودکی تاکنون. علاقه وافرم به تماشای فیلم کودک و جمعآوری کتابهای داستان تا شرکت کردن در گروههای تاتر دبستان علاقهام را به سمت سرگرمیها و فعالیتهای هنری کشاند و بعدها ضمن همکاری با چهرههای مطرح تاتر چون دکتر قطبالدین صادقی، هادی مرزبان و فراهانی وارد فضای حرفهای شدم و در همین فضا بود که دوره سربازی فرهنگیام را گذراندم. ولی جذابیت فیلم کوتاه و مستند برای من از این جهت بود که احساس میکردم این نوع سینما به سینماگر استقلال عملی را میدهد که شاید به دلیل وجود تجهیزات گسترده و عوامل زیاد در نوع دیگر سینما این آزادی کمتر در اختیار هنرمند قرار دارد.
| کمی از این مستقل بودن بگویید، آیا دلیل دستیابی راحتتر به این نوع سینما همین است؟ امروزه با پیشرفت تکنولوژی در زمینه ساخت دوربین و ظهور نسل دیجیتال، این امکان برای هر فردی پیش آمده که بتواند خود را به عنوان یک فیلمساز محک بزند. سهولت در تولید یک فیلم و روبهرویی با طیف وسیع مضامینی که میتواند دستمایه قرار گیرد، تا حدودی پرداختن به این سینما را آسان کرده است. فیلم کوتاه و مستند آن چیزهایی را در معرض دید مخاطب قرار میدهند که پیرامون انسانهاست، ولی در دلمشغولیهای زندگی روزمره به فراموشی سپرده شدهاند. این نوع سینما در حکم آینهای است برای نمایش دوباره نادیدههای اجتماعی، تاریخی و فرهنگی. جایگاه و نقش این مدیوم هنری را در کشورمان و در مقایسه با وضعیت آن در دنیا چگونه ارزیابی میکنید؟ اگر شما در اینترنت عبارتهای short film یا film festival documentry را جستوجو کنید، با بیش از 5 هزار فستیوال مواجه میشوید که برگزارکنندگان آن حتی کشورهای فقیر به لحاظ اقتصادی نیز هستند. دنیا به لزوم توجه به این نوع سینما باور دارد. فیلم کوتاه و مستند میتواند جامعهای را از زوال فرهنگی نجات دهد و با تزریق تفکر، جامعه را به بالندگی و شکوفایی فرهنگی برساند. تریبونهای پخش همگانی این نوع سینما در جهان طیف وسیعی را از پخش این فیلمها در هواپیماییها و مترو گرفته تا سالنهای پیشرفته و اختصاصی سینما شامل میشود. این نوع سینما در محافل هنری برخی کشورها بسیار قابل احترامتر از سینمای بلند است چرا که تفکر آنها این است که سازندگان این نوع فیلمها نه تنها به دنبال کسب سود در میدان رقابت تجاری نیستند، بلکه به دنبال تولید و پخش تفکری سازنده در جامعه خود هستند. برای نمونه مستندسازی به نام «آلن رنه» بعد از جنگ جهانی دوم با مستندهایی که از فجایع جنگ ساخت، سعی در درمان زخمهای روحی مردم داشت تا مردم با دیدن آن تصاویر سیاه و با نگاهی عبرتآموز، ضمن تقویت ریشههای فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، کشور خود را از سقوطی دوباره در ورطههای هولناکی چون گذشته باز دارند. اما این وضعیت در ایران متفاوت است. ما در مقام مقایسه دو برابر کشور فرانسه تولیدات سینمایی داریم در حالی که تعداد جشنوارهها برای عرضه این تولیدات يك سوم فستیوالهای ساليانه فرانسه است. این آثار از طرف تلویزیون هم مورد بیمهری قرار میگیرند. پس بخش عمدهای از این آثار یا در آرشیوها خاک میخورند و یا از خاطره بصری حذف خواهند شد.
| چه راهکاری را پیشنهاد میکنید؟ در کشور ما آن چنان که شایسته است به این هنر بها داده نمیشود. ما هنوز سالن اختصاصی ویژه این سینما نداریم. بخش خصوصی در زمینه تامین هزینههای تولید نقشی ندارد و رسانههای عمومی هم برای شناساندن این سینما حمایتی نمیکنند. ببینید ایران تنها کشوری است که بیشترین فیلم مستند جنگی را در اختیار دارد، ولی چه تعداد از این آرشیو در تلویزیون پخش میشود؟ شاید این رسانه با مفهومی به نام فیلم کوتاه و مستند بیگانه است. مجموعه ارزشمند روایت فتح، کار شهید آوینی برای مدتی کوتاه آن هم با کپیهای کیفیت ضعیف پخش میشد که به مرور نزد مخاطب جذابیت بصری خود را از دست میدهد. اگر روزی شبکهای ویژهي این سینما تاسیس شود، آن شبکه برای پخش، همیشه محصول خواهد داشت. محصولاتی که ممکن است در مقایسه با آنچه اکنون در چند شبکه تلویزیونی پخش میشود بسیار روشنفکرانهتر و پرمحتواتر باشد. به نظر شما در مقایسه با فیلم بلند، سینمای کوتاه ابزار قویتری برای انتقال پیام محسوب میشود؟ این طبیعی است که گاهي پیامی را كه در 180 دقیقه فیلم بلند میتوان داد، همان پیام را میتوان در 10 دقیقه نيز انتقال داد. این حقیقت، ضرورت استفادهي بهینه از زمان را جدیتر میکند، اما مهمتر این است که در عرصه هنر، دنیا به دنبال توازن است. یعنی به همان میزان که نهادهای دولتی و خصوصی به فیلم بلند درجه و اعتبار میدهند، فیلم کوتاه نیز جدی پنداشته میشود. اتحادیه سینماگران فرانسه تهیهکنندگان سینمای تجاری را ملزم کرده است در قبال تامین هزینههای یک فیلم بلند گیشهپسند، بودجه ساخت یک فیلم کوتاه هنری را نیز بپردازند تا در زمان اکران، قبل از نمایش فیلم بلند، آن فیلم کوتاه پخش شود تا ابتدا نقش فرهنگسازی هنر در جامعه به اجرا درآید و جالب است که این جریان از سوی مخاطبان نیز با استقبال مواجه شده است. برگزاری جشنوارههای سراسری در کشور تا چه حد میدان رقابت را برای ارتقاي سطح کیفی آثار فراهم میکند؟ برپایی این جشنوارهها میان نسل جوان شور و هیجان ایجاد میکند؛ اما واقعیت چیز دیگری است. فیلم کوتاه یعنی پویایی و آزادی در نوع نگاه سینماگر. پس شرط موفقیت، پویایی فضای این جشنوارههاست تا به دور از سیاستهای مقطعی، بستری باشند برای ظهور همه نوع ژانر و نگاه. متاسفانه فضای این جشنوارهها براساس مد پیش میرود. یعنی به صورت دورهای یا به سینمای معناگرا، ملی و سینماـ حقیقت یا جریانهای دیگر پرداخته میشود و نگاه سینماگران سفارشی و جشنواره زده میشود. در حالی که سینمای مستند و کوتاه نمیتواند در قالب، مضمون و یا جهتی خاص محدود شود، چون در آن صورت دیگر سینما نیست، تبلیغات است. در مواجهه با جایگاه کنونی سینمای مستند و کوتاه در ایران و با تمام چالشهای پیش رو، چه چشماندازی را از آیندهي حرفهای خود متصور هستید؟ سینمای ایران هر چند به لحاظ برخورداری از تجهیزات پیشرفته و فنی در مقایسه با سایر کشورها در مرتبه پایینتری قرار دارد، اما به لحاظ خلاقیت در ایدهپردازی و نگاه نو از آنها جلوتر است. حال اگر خواهان آنیم که از این ظرفیتها و قابلیتها در جهت تثبیت جایگاه هنریمان بهره ببریم، باید به فکر برداشتن موانع باشیم. اگر مدیریتها و سیاستگذاریها در حوزهي سینمای تجربی، سلیقهای و مقطعی نباشد و با سیاستهای یکدست و مدون روبهرو باشیم، میتوانیم به پیشرفت و کمال جایگاهمان بیندیشیم. این حقیقت تلخ را که چند سالی است سینمای ایران در عرصه جهانی حضور کمرنگی دارد، جدی بگیریم و به دنبال آسیبشناسی و ارايه راهکار باشیم. در غیر این صورت چه چشماندازی جز به انزوا رفتن این سینما و تکرار در خود میتوان متصور شد. و سخن پایانی... خوشحالم که این مصاحبه فتح بابی شد برای آشنایی من با این نشریه. متاسفانه تفکر اغلب نشریات فرهنگی پیرامون سینما سمتگیرانه و فقط در جهت تبلیغ سینمای گیشهپسند است و این در حالی است که نشریات معتبر اجتماعی- فرهنگی در سرتاسر دنیا برای حفظ اعتبار خود، با رویکردی فرهنگساز به مقولهي هنر میپردازند. خرسندم از اینکه ماهنامه گزارش رویکردی ویژه و خاص در پرداختن به این نوع سینما نشان داده است. | |
|
|
|