«آيدين آغداشلو» متولد سال 1319 يكي از صاحبان سبك در هنرهاي تجسمي است. او با ابداع سبك «مينياتور مچاله» شيوهاي جديد در ارايه آثارش برگزيده است. سالنامه گزارش در مصاحبه با اين هنرمند برجسته كشور و مطرح در سطح بينالمللي به ارايه ديدگاههاي وي ميپردازد. آيا نگارهگري حوزه تخصصي شما است؟ حوزه تخصصي من مينياتور يا نگارگري نيست. من در دنباله علاقهام به هنرهاي قديمي ايراني اغلب اين هنرها را امتحان كرده، كاركردم و آموختم. در حوزههاي خوشنويسي، نگارگري، تذهيب و... سعي كردم بياموزم و آموختم. بعدها اين زمينه در نقاشيهاي من جاي خود را پيدا كرد به خصوص در سري نقاشيهايي كه با خوشنويسي يا با نگارگري تركيب كردم، تبديل به «مينياتور مچاله» شد. طبيعتا راه جديد را پايهريزي كردم ولي از آن مهارت و معلومات و امكاناتم در نگارگري استفاده كردم، بنابراين من نگارگري را در خدمت يك فكر جديد به كار بردم. هيچگاه نگارگري را به عنوان يك عنصر تقليدي نگارگريهاي گذشته بكار نبردم. با اين وجود براي اين كه چند وچون نگارگري را با دقت بدانم يا بشناسم آن را تا حد ممكني كه مطلوب من بود كار كردم. در هنر نگارگري امروز آيا ميتوان شكل جديدي از مسايل روز را وارد كرد؟ خير. نگارگري در دوره معاصر تدوين و تداوم نوعي از هنر است كه سپري شده. آن نگاه، فرهنگ، خاطره، لباسها و... وجود خارجي ندارد. ميتوان با كارداني و كارآيي عين آنها را تقليد كرد تا خاطره از بين نرود يا ديدگاه انسان معاصر را نسبت به گذشتهاش در كارها شكل داد. خوب اين ديدگاه انسان معاصر طبيعتا با گذشتهاش متفاوت است. ديگر يا انسان جديدي سروكار داريم. اما اين كه او چقدر حاضر است ميان گذشته و حال خود تعادل به وجود بياورد، يعني آنچه درگذشته است را به زمان حال بياورد و معنايي از زمان حال را به آن اضافه كند، به هنرمند بستگي دارد. تصور ميكنم نگارگري يك هنر سپري شده است كه استادان ماهر و تراز اول حاضرند اين راه ادامه دهند و ممكن است چيزي از معناي شخصي خود را هم به آن اضافه كند، به هنرمند بستگي دارد. تصور ميكنم نگارگري يك هنر سپري شده است كه استادان ماهر و تراز اول حاضرند اين راه را ادامه دهند و ممكن است چيزي از معناي شخصي خود را هم به آن اضافه كنند. اما حجم اين چيزي كه اضافه ميشود آنقدر زياد نيست كه واقعا شكل آن را بر هم بزند.
|
نگارگري در عصر معاصر از دو حال خارج نيست. يا در آن تركيب عنصر خاطره يا نگارگري قديمي قصد هنرمند خواهد بود كه هنرمند قسمتهايي از آن را تغيير ميدهد يا اين كه نگارگري تحت سيطره انسان معاصر در خواند آمد كه بر اين اساس تنها يك طرحي از خاطره باقي ميماند نظير كارهاي من. در اين كارهاي مينياتوري كه كاملا مچاله شده و روي كاغد آن كامل كار شده، روي هوا رها شده است، اين يك ترجمان معاصر است از خاطرهاي قديمي. اين خاطره قديمي معني و مفهوم اصلياش را در چيز بسيار ارزشمند و زيبايي پيدا ميكند كه مچاله شده است. من به دنبال علاقهام به نگارگري، آن موضوع ارزشمند را در اين رشته انتخاب كردم حالا ممكن است هنرمند ديگري معيار انتخاب ديگري داشته باشد. اما اگر اين هنرمند بخواهد مثل من در مورد زيبايي تثبيت شده در گذشته صحبت كند و از اينكه از بين رفته و مچاله شده افسوس بخورد،احتمال دارد نگارگري يا خوشنويسي يا تذهيب را انتخاب كند،اين معيار انتخاب بستگي به انسان معاصر دارد. تا چه حد ميتوان در اين هنر بدعت گذاشت و پيش رفت؟ تا همين جايي كه الان پيش رفته، تا جايي كه فرشچيان رفته، مرز جلوتر از اين نميشود، زيرا اگر بدعت بيشتري بگذارند، آن شكل اصلي خاطره در هم ميريزد. آيا پرسپكتيو در نگارگري امروز رعايت ميشود؟ بله. در دوره جديد كه از نگارگري معاصر آغاز شده همه پرسپكتيو را وارد آثار خود كردهاند همان طور كه سايه روشن، نور و محل تابش نور در اين آثار وارد شده كه قبلا وجود نداشت. در 80-100 سال اخير نگارگري تجديد حيات پيدا كرده است در حالي كه قبل از اين دوره فراموش شده بود. كار نگارگري در اواخر عصر صفويه به پايان رسيد و نقاشي سبك قاجار جايگزين آن شد. اينكه در دوره جديد اضافه شدن پرسپكتيو، سايه روشن و... در نگارگري موفقيتآميز بوده يا خير، نكته ديگري است. هنر ايرانيان از زمان باستان تاكنون با نماد همراه بوده است. در دورهاي از باستان يونان در خلق آثار هنري نظير مجسمهسازي نسبت به ايران پيشرفتهتر بوده اما در اين دوران در ايران با استفاده از نماد آثار منحصر به فردي خلق شده است. اين نمادها در حال حاضر با چه شكل و وضعيتي به كار گرفته ميشود؟
|
هر دورهاي نمادهاي خود را درك كرده و به كار ميرود. به همين دليل است كه هنر يونان بسيار درخشان است و وضعيت همه هنرهاي ديگر همزمان با اين هنر درخشان است. اما نميتوانيم بگوييم پيشرفتهتر است. اين هنر خصلتهاي خودش را داشته، اين خصلتها زبان مخصوص به خود را پيدا ميكند و مرزباني نمادهاي خاص خود را دارد. بنابراين نمادهايي كه در يونان باستان به كار ميرود با نمادهايي كه در ايران باستان به كار ميرود، تفاوت فاحش دارد. هر كدام از اين جهانها با زبان خود بازگو ميشدند. اين زبان از كلمات و جملات و حروف تشكيل ميشود. اينها در زبان به معناي كلي كه ما به كار ميبريم به نماد هم تبديل ميشود. و اين زبان از نمادهاي خاصي استفاده ميكند. موضوعاتي نظير كربلا، شمشير ذوالفقار و... يك نماد هستند. نمادهايي نظير آب و نور نيز كه از ايران باستان و از زمان زرتشت ميآيد، حيات دارند و پس از تفكر زردتشت، ميآيند. حيات دارند و پس از تفكر زرتشت، جاري شده و تداوم مييابند. اين كه هنرمند با نمادهاي گذشته چه ميكند بستگي به اين دارد كه نمادها چقدر در وي جاري است. درخصوص اين مساله كه در دوره معاصر از چه نمادهايي استفاده ميشود، بستگي به اين دارد كه هنرمند چقدر متبهر است و قادر است براي زبان جديد نماد جديد به كار برد. در حال حاضر وضعيت نگارگري كشور در سطح بينالمللي چگونه است؟ همان طور كه اشاره كرديد اين هنر كشوري و محلي است. گزينه بيشتري ندارد زيرا از فرهنگي ميآيد كه بعد آن در دنيا ما محدود مانده است. اين فرهنگ حداقل به فارسي زبان ما بر ميگردد كه در تاجيكستان، افغانستان و ايران است. در جاي ديگر اين هنر به صورت يك هنر محلي ظريف و دلپذير محسوب ميشود و بعد معاصر ندارد. مگر نفاشي چيني در جهان جايي دارد، نگارگري هنر سنتي، ملي و محلي ماست بنابراين در همين حدود شناخته ميشود. البته در سطح عام شناخته نميشود اما در سطح كارشناسان و هنرشناسان قطعا جايگاه قابل تاملي دارند. هنر موجود اگر در باب انسان معاصر و مسائلش صحبت نكند تبديل به يك هنر سنتي ميشود كه يك عده اين هنر را ادامه ميدهند. آيا نگارگري ميتواند در دنيا جايي براي خودش باز كند؟ ميتواند يا نميتوان را نميدانم. فقط ميتوانم وضعيت آن را در شرايط كنوني بازگو كنم.
|
وضعيت هنرهاي تجمسي در سال 84 را چگونه ارزيابي ميكنيد؟ در سال 84 اتفاقات مهمي افتاد و سال پر باري بود. موزه هنرهاي معاصر گنجينه آثار خارجي خود را به نمايش گذاشت و در مديريت جديد نيز گنجينه نقاشي معاصر را بر جاي گذاشت، كه دو اتفاق مهم بود. اتفاق بسيار مهم ديگر نمايشگاه نگارگري ايراني قديمي بود كه در موزههاي هنرهاي معاصر به نمايش گذاشته شد كه در تاريخ نمايشگاههايي كه درايران برگزار شد، اتفاق مهمي بود. فرهنگستان هنر نيز نمايشگاههاي فراواني در زمينه هنرهاي تجمسي و مدرن گذاشت و چند مقوله اساسي را مديريت كرد كه حايز اهميت است. البته فرهنگستان هنر تا حدود بسيار زيادي به جايگاه هنر معاصر ايران با گزينه اسلامي و معنوي اهميت دارد و در اين خصوص عملكرد موفقي داشت. من فكر ميكنم ميزان تلاشهاي صورت گرفته در هنرهاي تجمسي در سال 84 بسيار قابل توجه است و اميدوارم كه اين روند ادامه داشته باشد و با تغيير مديريت پويايي از ميان نرود. بدعت گذاري در هنرهاي تجمسي چه پيشرفتي داشته است؟ اين بدعتگذاريها به گونه نيست كه اثرگذار باشد و ضعيف است. اندكاندك مجموعهاي ساخته و پديدار ميشود بايد صبر كرد تا ببينيم عملكرد بعد از سال 84 چگونه خواهد بود بود و بستر و زمينههايي كه در سال گذشته به وجود آمده بود ادامه خواهد داشت يا خير. من به شخصه زمينهسازيهاي مناسبي را شاهد هستم. اقدامات بسياري انجام شده و دستگاههاي دولتي ملزم شدهاند كه هنر را جدي بگيرند. درخصوص نگارگري هم وضع همينطور است. نگارگري ما در نمايشگاههاي متعددي شركت كردهاند به مناسبتهاي مختلف هنرهاي آن چه به صورت قديمي يا تركيبي به نمايش درآمد كه اتفاقات مهمي است و بايد ببينيم ادامهاش به چه شكل است. عناصر هنرهاي تجسمي مثل هر هنر ديگري با مشقت و ذرهذره در طول زمان كنار هم قرار ميگيرند تا ما شاهد پيشرفت، آن باشيم و اين هنر پيشرفت ندارد. هنر گسترده ميشود، قادر ميشود زبان باطن خود را پيدا كند، هويت خود را ارايه كند، هويت ملي كه بتواند جهان معاصر را در بر بگيرد. اينها در حال اتفاق افتادن هستند در طول 10 سال گذشته شاهد تكوين آن بودهايم. هم مردم هنر را جدي ميگيرند هم دانشگاهها شاخههاي متعددي را براي هنرهاي تجمسي اختصاص دادهاند. هنر خيلي خيلي جديتر شده است حتي نسبت به 3 دهه پيش.
|
ضعفها در اين بخش چيست و براي رسيدن به مطلوب چه ابزاري نياز است؟ هميشه هنرمندان كار كردهاند و ارتباطي نداشتن كه فلان دولت يا پادشاه پشتيباني كردهاند يا خير. اما بخش ديگر آن بخشي است كه برنامهريزي فرهنگي كارگزاران فرهنگي و رسمي را در بر ميگيرد. آنها چگونه برنامهريزي ميكنند. و از هنر چه ميخواهند و هنر را در چه جهتي پيش ميبرند. و چه كمكي ميكنند، اين برنامه ريزيها خيلي قابل اتكا نيست زيرا با آمد و رفت متوليان فرهنگي تغيير ميكند. بنابراين ممكن است هنرمند به وسيله موزه هنرهاي معاصر حمايت شود يا نشود يا در جايي توجه بيشتري به بخش از هنر ميشود هميشه حمايت تا اندازهاي مهم است. بر اثر سليقهها تعهد، وسعت ديد يا محدوديت ديد متوليان فرهنگي تفاوت ميكند. در طول زمان شاهد بوديم. اگر هنر حمايت نشود هنرمندان كار خود را با فقر و گرفتاري و سختي بيشتر انجام ميدهند اما به هر حال كار خود را ميكنند. پس چه بهتر كه حمايت شوند. ردپاي شعر در هنرهاي تصويري امروز به چه صورت است؟ در يك دورهاي وجود داشت. زيرا كتابهاي خطي مصور ميشوند. پس ادبيات با خوشنويسي و بكارگيري يك واحد كلي را تشكيل ميدادند و ارتباط بسيار نزديكي با يكديگر داشتند. خوشنويسان شعر ميگفتند نقاشان خوشنويسي ميدانستند نقاشي در شعر تاثير داشت و صورتگري مهم بود. با از بين رفتن نسخ خطي در اواخر دوره قاجاريه اين روال تغيير يافت حال ممكن است يك هنرمندي از نقاشي تاثير بگيرد مثل سهراب كه بين اشعار و نقاشيهايش رابطه وجود داشت.
|