توانمند سازی زنان اقلیت قومی

زنان اقلیتهای قومی بیش از سایر گروه های اجتماعی در معرض آسیب و یا درگیر کارهای خلاف هستند. به علاوه آنان در دسترسی به خدمات مددکاری و دریافت کمک جهت تغییر روش زندگی با موانعی مواجه‌اند که بدون رفع این موانع نیز تحقق عدالت جنسیتی بعید می‌نماید.

دکتر عباس محمدی اصل dramasl@yahoo.com

ماهنامه گزارش/شماره237/ خرداد و تیر  ماه 1391

 

دوستی که درکت کند ، ترا می سازد .

رومن رولان

 

زنان اقلیتهای قومی بیش از سایر گروه های اجتماعی در معرض آسیب و یا درگیر کارهای خلاف هستند. به علاوه آنان در دسترسی به خدمات مددکاری و دریافت کمک جهت تغییر روش زندگی با موانعی مواجه‌اند که بدون رفع این موانع نیز تحقق عدالت جنسیتی بعید می‌نماید. 

برای رسیدگی به موضوع در سطح محلی جهت تشخیص دقیق مشکلات و پیشبرد امور و ارائه خدمات مناسبتر به این زنان، در وهله نخست مراجعه مشورتی به مسئولان و درگیر کردن افراد ذینفع مانند رهبران محلی و مذهبی و نهادهای مربوط به اقلیت ها ضرورت دارد. شنیدن نقطه نظرات خود این زنان و نیز شرکت دادن آن‌ها در گروه‌های راهنما نیز مکمل به کارگیری اطلاعات محلی و بهرهگیری از تخصص نهادها و سازمان‌های مربوطه در منطقه جهت رفع مشکلات چنین زنانی است. بالاخره استفاده از سازمان‌های داوطلبانه مبارزه با تبعیض و نابرابری‌های جنسیتی یا کاربرد تجارب سیستم قضایی - جنایی نیز در این عرصه مفید می‌نماید.

در زمینه تبلیغات و اطلاعرسانی، واحدهای اطلاعرسانی می‌توانند با مخاطب قراردادن شفاف و مداوم، استقبال بیشتر آنها از این برنامهها و خدمات را و البته بدون ایجاد انتظارات کاذب رقم زنند. سازمان‌ها نیز قادرند با استفاده از وسایل ارتباط جمعی نظیر رسانههای محلی و شبکههای ارتباطی و خدمات مددکاری، این زنان را از چند و چون خدمات موجود آگاه کنند. آنها از خدمات مددکاری به زنان متخلف و یا در معرض آسیب برای برقراری ارتباط متقابل استفاده مي‌نمایند و این امر ارائه خدمات مددکاری به زبان خود این زنان و نه به زبان رسمی دولت را لازم می‌آورد. تمهید شرایط تحصیل رایگان، آموزش و حمایت‌های فردی از زنان فراری یا مورد خشونت‌های خانگی و ازدواج‌های اجباری در میان زنان اقلیت‌های قومی نیز به این امر یاری می‌رساند.

از سوی دیگر اطمینان بخشی به مددجویان از تداوم ارائه خدمات مانع گسستن این زنان از برنامههای حمایتی می‌شود. لذا این مراکز می‌کوشند با برآورد نیازهای چندگانه این زنان، خدمات هدفمند و متناسبی را ارائه دهند و نیز چتری حمایتی فراهم آورند تا مددجویان احساس در حاشیه ماندن و انزوا نکنند.

ایجاد مراکز سیار خصوصا در مناطق پر تراکم شهری، روش مناسبی است تا این گروه از زنان بتوانند خدمات مؤثری نظیر برنامههای آموزشی، رهنمودها، مشاورههای حقوقی و اطلاعات لازم را دریافت کنند و یا با زنان دیگری در شرایط مشابه خود ملاقات داشته باشند. مددکاران اجتماعی زنان زندانی و کانون‌های اصلاح و تربیت نیز میتوانند به زنان زندانی اقلیت‌های قومی در برخورداری از خدماتی نظیر برخورداری از مسکن، حق بیمه و مزایا و برنامههای آموزشی کمک کنند. مددکاران با مراجعه به منازل این زنان یا محل استقرارشان در مراکز مذهبی می‌توانند به آنها اطمینان خاطر دهند برنامه‌های این مراکز برای فرهنگ‌ها و مذاهب گوناگون قابل استفاده است. حتی ممکن است یک مرکز، کادر خود را از میان کسانی انتخاب کند که سابقه فرهنگی مشترکی با مددجویان شان دارد؛ زیرا انتخاب کادری که به زبان زنان اقلیت‌های قومی صحبت کنند از کارآمدی بیشتری برخوردار است. زنانی که مورد سوءاستفاده جنسی یا در معرض خشونت مردان بوده‌اند، برنامه‌های صرفا زنانه را مناسب‌تر می‌یابند. از طرفی ترکیب گروه‌های مختلف از زنان آسیب دیده و محروم، ترس از رسوایی و انزوا را در میان آنها کاهش می‌دهد.

مشارکت با مراکز ارائه دهنده خدمات به زنان اقلیت‌های قومی درگیر کارهای خلاف یا در معرض جرم و جنایت؛ در کنار ترسیم چشم‌اندازهای آتی با هدف گسترش فرصت‌های لازم برای زنان آسیب‌پذیر جوامع مرد- پدرسالار، امیدبخش و مبتکرانه می‌نماید.

تدوین خط مشی و راهکارهای عملی افزایش حضور زنان اقلیت قومی در بهره‌گیری از خدمات بسیار اساسی است. سیاستگذاری رهبری متعهد و تقبل مسئولیتی دراز مدت برای پیشبرد امور این زنان می‌تواند الهام بخش اقداماتی موفق باشد. مراکز کارآمد به تعلیم کادر خود اهمیت می‌دهند تا آنها با تسلط بر مسائل قومی و برابری جنسیتی و درک صحیح ارزش‌های فرهنگی مهم برای زنان اقلیت‌های قومی از کارآمدی بیشتری برخوردار گردند. بالاخره لازم است این مراکز به ارزیابی و کنترل خدمات خود بپردازند.

یکی از مشکلات اساسی در ارائه خدمات به زنان اقلیت‌های قومی، تشخیص و توجه به مشکلات موجود است. فقدان اطلاعات کافی در مورد این زنان و نیز ارزیابی و شناخت ناقص در مورد آنان مانعی اساسی برای تدارک عملکردی تأثیرگذار و ثمربخش است. همچنین اطلاعات محدودی از خصوصیات و نیازهای این زنان و به ویژه زنان اقلیت مهاجر وجود دارد و در مورد مشکلاتی نظیر خشونت خانگی و قتل‌های ناموسی باید اطلاعات بیشتری کسب کرد. شرمساری از بدنامی و ترس از رسوایی مانع از مراجعه زنان مسئله‌دار اقلیت‌های قومی برای درخواست کمک است. یکی از دلایل عدم اعتماد زنان به این مراکز، واهمه آنان از برملا شدن رازشان در بین مردم است. بسیاری از این زنان از وجود مراکز حمایتی ویژه مطلع نیستند و لذا بیشتر متحمل خشونت می‌شوند. دید منفی نسبت به مهاجران و عدم برخورداری از حمایت کافی از طرف مراکز و سازمان‌ها نیز موجب افزایش نگرانی در مورد این مهاجران و پناهندگان است. بسیاری از این زنان برای در امان ماندن ترجیح می‌دهند از شهر و دیار خود به مناطق پرجمعیت‌تر از اقلیت‌های قومی مهاجرت کنند. نیازهای فرهنگی - مذهبی این زنان هم عامل مهمی است که تجارب آنها در میان سایر مهاجران را شکل می‌دهد. پراکندگی کانون‌های اصلاح و تربیت زنان با توجه به تراکم جمعیت این اقلیت‌ها در شهرها نیز موجب می‌شود احتمالا آنها دور از خانواده خود باشند و ملاقات‌های خانوادگی کمتری نسبت به بقیه زنان زندانی داشته باشند. گذشته از این، مساعدت به سکونت مجدد زنان زندانی آزاد شده که در سطوح محلی - ملی پراکنده‌اند و اغلب از خانه و کاشانه خود دورند، با  مشکل مواجه است. مشارکت بیناسازمانی در امور زنان آسیب‌پذیر اقلیت‌های قومی عموما بسیار مؤثر تلقی می‌شود. مع هذا اگر این مشارکت به دقت برنامه‌ریزی نشود، موجب تداخل امور شده و بی‌نتیجه خواهد ماند. مقاومت شدید به علت باورهای سنتی، ارتباطات ضعیف، کمبود ظرفیت‌های سازمانی، روش سازماندهی نهادها و مراکز یاریگر، اهداف و خواست‌های برنامه‌ايی فاقد تصویر صحیح از نیازهای زنان اقلیت‌های قومی نیز از دیگر موانع همیاری در امر توانمندسازی این زنان به شمار می‌آید.

خلاصه اینکه در اتخاذ روش‌های مؤثر و متناسب با نیازهای زنان در معرض آسیب یا زنان مجرم اقلیت‌های قومی، ملاحظه وضعیت اجتماعی - اقتصادی این جوامع از اهمیتی در خور برخوردار می‌نماید. در عین حال چگونگی تأثیر روش‌های گوناگون زندگی در شکل‌گیری الگوهای آسیب‌های اجتماعی حائز اهمیت است. مع هذا دانسته‌های محدودی در مورد خواست‌ها و خصوصیات آنها وجود دارد و لازم است با شناخت بیشتر بر کارآمدی و تاثیر روش‌های ارائه خدمات به این زنان افزود. برآورد انتظارات این زنان و مساعدت‌های متناسب با وضعیت زنان در معرض خطر یا درگیر جرم و جنایت به تحقیقات پردامنه‌تری نیاز دارد تا مقتدای برنامه‌های موثر سازمانی واقع شوند. مهمترین پرسش‌های قابل تعمق در این زمینه که چنین تحقیقاتی بایستی پاسخگوی آنها باشند، عبارتند از: چه کار واقعا مؤثری می‌توان برای این زنان انجام داد؟؛ چه مشکلاتی باید حل شود؟؛ چه نارسائی‌های وجود دارد و موانع کار کجاست؟؛ با چه سازمان‌هایی باید همکاری کرد؟؛ چگونه می‌توان برای حمایت از آنها پیشقدم شد و نهادی در این زمینه بوجود آورد؟؛ چه خط مشی‌هایی می‌توان در پیش گرفت تا تبعیض و برخوردهای قوم‌گرایانه تقلیل پیدا کند؟ و بالاخره اولویت‌های اساسی برای کار با این زنان چیست؟.