ای صاحبان وجدان

در شماره پیشین اشاره کردیم که: (... مدتی است که دوباره تحریف حقایق تاریخی شروع شده و بعضی از دوستان با استفاده از نشریات جدید‌التأسیس به این عمل نامیمون مبادرت می‌کنند و تاریخ مملکت را به میل خود وارونه جلوه می‌دهند ...!)

ماهنامه گزارش/شماره237/ خرداد و تیر  ماه 1391

 

می‌گویند: دکترمصدق و یارانش در ملی کردن صنعت نفت «نقشی نداشته‌اند»؟!

مــوذن بــانگ بــی‌هـنگـام  بــرداشت

نمی‌دانــد که چنـد از شب گذشته است    

در شماره پیشین اشاره کردیم که: (... مدتی است که  دوباره تحریف حقایق تاریخی شروع شده و بعضی از دوستان با استفاده از نشریات جدید‌التأسیس به این عمل نامیمون مبادرت می‌کنند و تاریخ مملکت را به میل خود وارونه جلوه می‌دهند ...!)

آقای دکتر سید محمود کاشانی حقوقدان، استاد دانشگاه شهید بهشتی و فرزند مرحوم آیت‌ا... کاشانی در مصاحبه‌ای با عنوان: «کودتا علیه مصدق دروغ تاریخی است – شاه و زاهدی مصدق را نجات دادند» انتخاب  چنین عنوانی هم واقعا خنده‌آور است، می‌گوید: «... ذهنیت موجود که مصدق را به عنوان مهم‌ترین چهره در ملی شدن نفت معرفی می‌کند، اشتباه است و او تأثیر کمی در این اتفاق داشته است...» (مجله نامه مهر شماره 14) در حالی که دنیا می‌داند، ملی شدن صنعت نفت ایران به ابتکار شخص دکتر مصدق و با همکاری یاران وفادارش به سامان رسیده است.

در جای دیگر پا را از این هم فراتر گذاشته و به راحتی می‌گوید: «... نه شخص مصدق و نه افرادی که بعدا در اطراف او گرد آمدند مانند شایگان، سنجابی، صدیقی و... در مبارزاتی که به پیروزی نهضت ملی ایران انجامید نقشی نداشتند...» (همان نشریه همان شماره)

خبرنگار که متوجه می‌شود که ایشان درصدد جهت‌گیری و مصادره به مطلوب است می‌پرسد: شما عنوان کردید که: مصدق و دوستان او نقشی در ملی شدن صنعت نفت نداشتند. این در حالیست که سیاست موازنه منفی طرح مصدق بود و لایحه ملی شدن نفت را ایشان مطرح کرد.

دکتر کاشانی پاسخ می‌دهد: «طرحی که در مجلس چهاردهم برای جلوگیری از واگذاری امتیازات نفتی به  شرکت‌های آمریکایی و دولت شوروی به تصویب رسید‌، در اصل از سوی سید ضیاءالدین طباطبایی تدوین شد و اکثریت مجلس چهاردهم و دولت محمد ساعد هواداراین طرح بودند ولی شگردی که به کاربردند این بود که این طرح را ازطریق مصدق که ظاهرا در اقلیت مجلس چهاردهم قرارداشت در جلسه علنی مطرح کردند. نکته دوم این است که مصدق طرفدار ملی شدن نفت نبود! زیرا هنگامی که در تیر ماه 1328 لایحه الحاقی گس گلشائیان درمجلس پانزدهم مطرح شد مصدق مخالفتی با لایحه الحاقی نکرد...»  

پسر آيت‌ا... كاشاني در اینجا گریزی می‌زند تا مکنونات قلبی خود را بیان کند و چنین می‌گوید: «این در حالی بود که آیت‌ا... کاشانی ازلبنان به مجلس پیام فرستاد ونمایندگان را تشویق کردکه با این لایحه مبارزه کنند.»

 قاعدتا از فردي كه عنوان دكترا را يدك مي‌كشد بعيد است ادعاي شفاهي كند اگر پیام کتبی به مجلس فرستاده شده می‌بایست هم در مجلس وجود داشته باشد و هم در اسناد خانوادگی كاشاني چون نویسنده، در جلد پنجم مجموعه‌ای از مکتوبات و پیام‌های آیت‌ا... را که با همکاری مرحومان سید محمد و سید مصطفی کاشانی توسط محمد دهنوی در انتشارات چاپخش منتشر شده و نامه‌هایی از تاریخ 23 شعبان 1339 {برابر27مرداد 1290خورشیدی} در صفحه 25 تا 24 شوال 1379{برابراول اردیبهشت 1339 خورشیدی} درصفحه 300، وجود دارد چنین پیامی دیده نشد! در حالی که در طول 16 ماهی که آیت‌ا... درسوریه و لبنان بسر می‌بردند و در بیستم خرداد 1329 به ایران بازگشتند و دکتر مصدق و اعضای جبهه ملی هم در فرودگاه از ایشان استقبال کردند و مدعي چنين پيامي در آن سال بیش از هشت سال نداشت و حتي شاید به فرودگاه نیامده بود، مرحوم دکتر مصدق به موجب صورت مذاکرات مجلس شورای ملی که هم‌اکنون در برابر من قرار دارد همراه با یارانش همواره درصدد استیفای حقوق ملت ایران از کمپانی استعمارگر انگلیس بوده‌اند که بارها در نشريات مختلف ازجمله همین مجله در اين مورد نوشته شده اما اکنون چون پسر آيت‌ا... كاشاني بدون هيچ مستندي مدعی است که دکترمصدق مخالفتی با قرارداد گس گلشائیان نکرده توضيحاتي ارائه مي‌كنم.

آقای دکتر کاشانی در ادامه می‌گوید: «مصدق در30 تیرماه 1328 نامه‌ای به مجلس نوشت و در آن به نمایندگان می‌گوید (اگر قرار است این لایحه از تصویب بگذرد بگویید شرکت نفت انگلیس به جاي ليره كاغذي به عنوان حق امتیاز ایران، لیره طلا پرداخت کند. این نامه به خط مصدق وجود دارد..» بله آقای دکتر، این نامه وجود دارد و در جلسه 194 مجلس دوره پانزدهم توسط مرحوم حسین مکی که در آن ایام دکتر مصدق او را دوست عزیز خود خطاب می‌کرد و بعدها که به عللی به عنوان یکی از همراهان هیأت اعزامی به دیوان داوری لاهه انتخاب نشده بود، از او برید و ساز مخالف سر داد، خوانده شد ولی نه با این عبارتی که جنابعالی به دلخواه خود نقل می‌کنید. در آن نامه، دکتر مصدق ضرر قرارداد دارسی را از نظر مدت هزار درجه کمتر از قرارداد گس گلشائیان می‌داند. حالا به نقل آن می‌پردازیم. مکی بعد از مقدمه‌ای نامه را چنین می‌خواند:

«آقایان نمایندگان دوره پانزدهم! شما که به استناد قانون این جانب (یمین اسفندیاری: قانون مجلس نه قانون اینجانب)

مکی: منظور قانون پیشنهادی ایشان است.

مکی: شما که به استنا د قانون این جانب قرارداد قوام‌- سادچیکف را رد کردید حق این بود که در موقع شور قرارداد ساعد- گس مرا به عنوان یک مشاور در کميسیون‌ها دعوت می‌کردید تا نظریات خود را اظهار و ثابت کنم که ضرر قرارداد دارسی از نظر مدت برای این ملت هزار درجه کمتراست...»

در مورد حق امتیاز می‌گوید: «در صورتی که باید بگذرد اگر می‌توانید درباره ماده واحده توضیح دهید که شش شلينگ حق‌الامتیاز لیره طلا است که به نرخ روز لیره کاغذی پرداخت می‌شود یا کلاه کاغذی است ...»

مصدق به روشنی، هم ضرر قرارداد را از نظر مدت هزار درجه بیشتر از قرارداد دارسی می‌داند و هم پرداخت امتیاز را کلاه کاغذی معرفی می‌کند، بنابراین کجای این اظهارات معنی موافقت با قرارداد است؟

 با توجه به اینکه دکترمصدق خود رئیس کمیسیون نفت درمجلس بود علاوه بر این اقدامات، نامه‌ای در29  آبان 1329 به روزنامه اطلاعات می‌نویسد که در صفحه 96 کتاب (اطلاعات 80 سال ) جلد اول به این  شرح نقل شده است: نظر به اینکه پس از مذاکرات طولانی و مطالعه پرودنده‌های نفت که در مدت چند ماهه اخیرانجام گرفت ثابت شد که: قرارداد الحاقی به هيچ وجه استیفای حقوق ملت ایران را نمی‌کند و علاوه بر عدم تأمین منافع ایران قرارداد مزبور با عث سلب حقوق عظیمی از ملت ایران می‌شود و با وجود تمام این مضار و معایب باز هم وزیر دارایی در جلسه اخیر کمیسیون نفت به منظور قانع کردن مخالفین پاسخ مغلطه‌آمیز و غیرصحیحی به پرسش اینجانب داده که ممکن بود موجب گمراهی بعضی از آقایان اعضاء کمیسیون شده و یا دست‌آویز برای کسانی شود که توانایی لازم برای انجام وظائف ملی ندارند و چون به واسطه کسالت اینجانب حضوردر جلسه امروز و توضیحات شفاهی ممکن نبود، لذا نظریات خود را کتبا تهیه نموده برای استحضار حضرات آقایان اعضاء کمیسیون تقدیم نموده‌ام و برای اینکه ملت ایران هم از آخرین دفاع اینجاب در کمیسیون آگاه شود متن کامل توضیحات خود را نیز برای درج در آن روزنامه محترم تقدیم می‌دارم. دکتر محمد مصدق».

امیدوارم دوستان از تحریف حقایق خودداری کنند و بدانند که این گونه اقدامات نه از اعتبار و مقام بین‌المللی دکتر مصدق می‌کاهد و نه به دیگران اعتبار و منزلتی می‌دهد. بیایید انصاف داشته باشیم حتی اگر پدرانمان اشتباهی کرده‌اند مرد مردانه بگوییم و از مردم بخواهیم از خداوند برای آنها طلب مغفرت کنند. اگر چنین کنیم چقدر زیبا خواهد بود؟!

من آنچه شرط بلاغ‌ست با تو می‌گویم

تو خواه از سخنم پنــد گیـر و خـواه ملال