دورکشی نفت از سیاست

ايران و ونزوئلا بيمار مشكلات نفتي خويش‌اند. ايران با 2/151 ميليارد بشكه ذخيره مكشوف قادرنيست كمپاني‌هاي بزرگ نفتي را به سرمايه‌گذاري در ايران جلب كند و هم‌اكنون از پس كشيدن 32 كمپاني دست به شكايت برده است. اما ونزوئلا با 5/296 ميليارد بشكه ذخيره مكشوف (رتبه نخستين درجهان) نيز قادر نيست كمپاني‌هاي نفتي را براي سرمايه‌‌گذاري به خود جلب كند. در حالي كه 95 درصد بودجه اين كشور از عايدات نفت تامين مي‌شود.

کاظم ودیعی

ماهنامه گزارش/شماره237/ خرداد و تیر  ماه 1391

 

ايران و ونزوئلا بيمار مشكلات نفتي خويش‌اند. ايران با 2/151 ميليارد بشكه ذخيره مكشوف قادرنيست كمپاني‌هاي بزرگ نفتي را به سرمايه‌گذاري در ايران جلب كند و هم‌اكنون از پس كشيدن 32 كمپاني دست به شكايت برده است. اما ونزوئلا با 5/296 ميليارد بشكه ذخيره مكشوف (رتبه نخستين درجهان) نيز قادر نيست كمپاني‌هاي نفتي را براي سرمايه‌‌گذاري به خود جلب كند. در حالي كه 95 درصد بودجه اين كشور از عايدات نفت تامين مي‌شود.

ايران به سبب غرب‌ستيزي نمي‌تواند به نوسازي و فناوري‌هاي نفتي بهتر رود و ونزوئلا با آن همه نزديكي جغرافيايي به بازار تشنه نفت آمريكا به سبب آمريكاستيزي راه بر توسعه صنايع نفتي بسته است و اگر چه ذخايرش بيش از ذخاير عربستان سعودي است اما توليد نفت آن جز يك ششم عربستان نمي‌رسد.«عربستان 11 ميليون بشكه در روز و ونزوئلا ؟؟

هر دو كشور چندين چراغ قبول شاعر جلو پا دارند و لي بيراهه مي‌روند و در رؤياي زمين زدن آمريكا و غرب فقر مردم خود را تضمين و جهل سياسي را به همان مردم تحميل مي‌كنند تا دو روزي ديگر از نفت باز هم اسلحه‌اي سياسي بسازند به عبث.

اين بازي كهنه شده در اين دو كشور به دليل رهبري مادام‌العمر و ابدمدت در ايران و نامزدي تكراري و مستمر چاوز در ونزوئلا ادامه دارد و جبهه متحدشان هم نه در اجلاس‌هاي اوپك و نه در عرصه‌هاي تبليغاتي جهان نارسا به توفيقات است. معهذا هستند و انكار آنها نبايد كرد. 

در آخرين نشست اوپك در وين سقف توليد ثابت ماند (30 ميليارد بشكه در روز) اما در عمل عربستان از سهم خود جلو زد. در مورد بهاي هر بشكه نفت ايران و ونزوئلا مدعي شدند در 100 دلار تثبيت شود،‌ كه نشد. اين دو كشور معتقدند زير يكصد دلار قادر به تامين هزينه نيستند. پس ناگزيرند به افزايش توليد اقدام كنند. ولي اين كار هزينه دارد پس به دور باطل مي‌روند. اينها به مردم خود غرور كاذبي را از باب در افتادن با آمريكا و غرب تزريق مي‌كنند و از ترس سقوط و بيداري و جنبش مخالفان، بخش مهمي از درآمد نفت خود را صرف قواي نظامي- امنيتي مي‌كنند. اين است كه طبقه متوسط كه رحم زاياي قدرت ابتكاري جامعه است قرباني اقتصاد دولتي مي‌شود و چيزي براي سرمايه‌گذاري در بازسازي منابع نفتي باقي نمي‌ماند.

دنياي امروز از نگراني و تامين انرژي به دور است. در سال‌هاي 1970 محافلي به عمد رواج دادند كه ذخاير نفت جهان رو به پايان است. عجبا كه حتي شركت نفت ملي ايران هم باور كرد و با آن همه كارشناس كه هيچ كس نخواست سخن دانشگاهيان را كه مخالف اين نظر بودند افشا كند. و ما مي‌گفتيم دنيا نفت نامكشوف نمي‌تواند نداشته باشد.

امروز همان محافل و اين بار به استناد كارشناسان و پژوهش‌هاي زمين‌شناسي مي‌گويند: «دنيا براي دهه‌ها از بابت نفت تامين دارد» و ذخاير مكشوف امروز جهان به 595 ميليارد بشكه مي‌رسد. به اين چند رقم توجه كنيد:‌

آمريكاي شمالي              3/83

قطب شمال                             4/28  

آمريكاي جنوبي و كارائيب          9/125

اروپا                           9/9

آفريقاي جنوبي              3/115

روسيه                         8/37

آسياي جنوبي                8/5

خاورميانه                      2/111

آسياي شرقي                5/47

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

جمع ذخاير نفتي مكشوف000/565 ميليارد بشكه

منبع آماري فيگارو اقتصادي مورخ 2012/5/19 و سرويس زمين‌شناسي آمريكا U.S.G.S

و اينك به آمار بنگريد

ايران                           2/151

عراق                           1/143

كانادا                           2/175

عربستان سعودي           4/265

ونزوئلا                        5/296

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

جمع 4/1050 ميليارد بشكه نفت ذخيره

منبع آمار: فيگارو اقتصادي مورخ 15/6/2012 U.S.G.S

مقايسه دو جدول نشان مي‌دهد كه ظرف قريب يك ماه ميزان ذخاير نفت، تنها نفت به حدود بيش از دو برابر گزارش مي‌شوند. و هر دو گزارش به وسيله همان پژوهشگر F.N.LANGLOI انجام شده است. بديهي است رقم 56 م.ب.ر فعلا قابل استخراج است. نه رقم 4/105 م.ب.ر

باري جدول اولي براساس مناطق است و جدول دوم براساس كشورها و قاعدتا مناطق بر كشورها مي‌چربند و نه برعكس.

مراد ما آن است كه برسانيم اين نكته از  شكم پيچ پيچ كمپاني‌ها آمار بي‌غل و غش در نمي‌آيد. بنابراين احتياط بايد داشت و ترديد نبايد كرد در ذخاير زمين براي دهه‌‌ها و ترديد بايد كرد در سياست كشورهايي كه خيال مي‌كنند اسلحه نفت را بايد چسبيد. واقعيت آن است كه به دليل رشد جمعيت در كشوري مثل ايران نياز به فروش و عايدي نفت به همان اندازه مهم است كه خريد و مصرف آن از سوي كشورهاي بزرگ صنعتي.

سرويس زمين‌شناسي كشورهاي متحد آمريكا U.S.G.S  خبر از فراواني نفت و گاز براي دهه‌ها مي‌دهد. (به استناد رقم 565 ميليارد بشكه نفت ذخيره قابل استخراج) اما ذخيره گاز طبيعي 185760 ميليارد مترمكعبي نيز در دست است كه كفاف 17 سال مصرف را مي‌دهد. و بنابر گزارش همان منبع ذخيره نفتي فعلي كفاف 50 سال آينده دنيا را مي‌دهد.

آمار نفت و گاز خود آمريكا در قديم هرگز علني نمي‌شود و شبهه‌ها مي‌آفريد. و امروز به سبب فعاليت‌هايي كه درباره توليد انرژي سوختي از شيث‌‌ها و شن‌هاي آلوده به نفت صورت  مي‌گيرد مي‌دانيم كه از 313 منطقه پراكنده در 9 نقطه در جهان تنها چهار نقطه (آمريكاي جنوبي- آفريقاي جنوب صحرايي خاورميانه- آفريقاي شمالي- قطب شمال) استعداد استخراج اقتصادي دارند و از اين چهار منقطه سه تاي آن در جهان اسلام قرار دارد. پس گره درك مشكلات دنياي آفريقاي شمالي و صحرايي و خاورميانه‌اي نفت و گاز را در اين حادثه بايد ديد كه از يك سو در عقب‌ماندگي‌اند و فقر و از سوي ديگر روي در تجدد دارند ولي در هر حال رو در روي مشترياني غيرمسلمان ولي صاحب فناوري‌هاي پيشرفته‌اند. همه اين مناطق نفتي به بهانه اسلام‌ كار سياسي مي‌كنند و به بهانه نفت عايدات آنها در اختيار رهبران دين‌ورز مستبد نهاده‌اند. نگاه كنيد به ايران و عربستان و امارات و ديگران كه در آنها عايدات نفتي نه در خزانه ملي و برابر قانون مصرف مي‌شود و نه مردم راهي بر نظارت بر آن دارند. اما هم دولت تجددمنش و هم مردم از طريق دولت‌ها محتاج پول نفت‌اند تا به تجدد روند. چون اين درآمد در انحصار قدرت سياسي مذهبي است. به بهانه مذهب درآمد نفتي از آن قدت سياسي است و اين همان قدرتي است كه هرگز حساب پس نمي‌دهد و طبقه متوسط را شريك قدرت و سهم در برنامه‌هاي عمراني نمي‌نمايد و اين‌جاست كه براي پرهيز از ضربه‌ها و جنبش‌هاي مخالف گاه به سياست يارانه عمل مي‌كند كه نتيجه‌اش جز پرورش نسل مقرري‌بگير و اطاعت‌كن نيست.

برگرديم به گزارش‌ها و آماري كه مي‌گويند: براي دهه‌ها نفت و گاز تأمين است. بعضي محافل و كارشناسان درجه اول معتقدند كه گزارش سرويس زمين‌شناسي آمريكا قابل تاييد نيست. ازجمله آقاي LAHERRER رئيس سابق فنون كشف مواد نفتي در كمپاني TOTAL فرانسه و «رئيس انجمن مطالعات نقطه عطف در توليد نفت و گاز» ASPO كه معتقد است بررسي‌هاي آمريكا علمي نيست. به اين معني كه وي وجود ذخاير را رد نمي‌كند اما معتقد است داده‌هاي گزارش‌هاي U.S.G.S جهت‌هايي سياسي و مالي دارند. وزير كشور آمريكا تا حدي‌ بر اين نظريه است كه آنچه آقاي لاهرر LAHERRER در كنفرانس شهر نپس گفته است درست است.

دولت آمريكا بعد كشف ذخاير هيدروكربور برزيل در ساحل ريو دوژانيرو اينك در مذاكرات وسيع براي بهره‌مندي از آن است. استراتژي كلي غرب و آمريكا بر آن است كه هر چه بيشتر از نيازمندي‌ به نفت و گاز جهان اسلام بكاهد و اين يك برنامه دور مدت است. ولي اگر واقعا روزي آمريكا به مدد ونزوئلا و برزيل و توليدات داخلي به آنجا رسد كه از خاورميانه بي‌نياز شود آن وقت نياز جامعه رو به تجدد سرزمين‌هاي اسلامي به آمريكا مطرح خواهد شد. زيرا آمريكا مشتري خوبي است و فناوري‌هاي بسيار دارد پس جهان رو به تجدد اسلام‌گرا به اينها نيازمند است و روسيه خريدار نفت نيست و چين هرگز قيمت نفت كشورهايي چون ايران را نخريده است و آن روز ايران بايد ارزان بفروشد و گران بخرد. ولي فعلا ما در تحريم‌ها هم شاهد اين وضع هستيم به شهادت سخنان معاون اتاق ايران در اطلاعات هفته گذشته كه گفت تحريم‌ها و مذاكرات موجب شد كه دوستان ميوه شيرين اقتصادي بچشند.

آنچه در گزارش‌هاي نفتي كمپاني‌ها با سرويس‌هاي زمين ناخني مورد توجه قرار نمي‌گيرد اين است كه به طور كلي توليد در حوزه‌هاي نفتي مورد برداشت با يك آهنگ 5/4 تا 7/6 درصدي سالانه در كاهش است در حالي كه تقاضاها براي نفتي است كه رو به افزايش‌اند. و اين افزايش روندي 15 درصد براي هر سال دارد.

بنابر اين از يك طرف گزارش‌هاي نفتي گرايش‌هايي نهفته دارند و از سوي ديگر همه جوانب را نمي‌پوشانند. بنابراين چه در غرب مصرف‌كننده و چه در كشورهاي فروشنده نفت اساس كار را نبايد در مفاخره به اين گزارش‌ها نهاد. بلكه مصالح ملي و مردم را بايد در نظر گرفت. و در كشوري مثل ايران لازم است هر چه سريع‌تر از نفت‌فروشي به نفت‌گري رفت و دانشكده‌هاي نفتي و شاخه‌هاي اين رشته را ايجاد كرد. از اين بابت ايران كه قبل از انقلاب اسلامي و چه بعد آن كوتاهي‌ها كرده است. در غير اين صورت آنچه درمي‌آوريم از فروش نفت غيرمستقيم آن را به خريدار برمي‌گردانيم.

در بالا گفتيم كه كشورهاي بزرگ نيز مي‌كوشند نياز خود را از نفت جهان اسلام و به طور كلي از بيگانگان بكاهند. آنها در دو جبهه مختلف فعالند. نخست در جبهه تحقيق براي يافتن انرژي و جانشين و دوم در جبهه كاوش‌هاي سرزميني براي رسيدن به كشف ذخاير احتمالي. آمريكا از اين بابت در توفيق است. به قرار گزارش مجله تايم به تاريخ 12/3/26. اما به قول آقاي براين والش BRYAN WALSH آمريكا هرگز  و واقعا به استقلال انرژي لازم خود نمي‌رسد. باري آمريكا روزانه به 8/78 ميليون بشكه نفت نياز دارد و فعلا توليد نفت اين كشور روزانه در حدود 6/5 ميليون بشكه است.

از 1956 تا به امروز آمريكا چهار بار دچار بحران نفتي شده است به سبب وضع سياسي خاورميانه و اخيرا به سبب خريد و مصرف نفت روزافزون از سوي كشور چين ضمنا به سبب فعاليت‌هاي داخلي در حوزه‌هاي نفتي تگزاس و خليج مكزيك و در مونتانا و اوهايو و در ويومينگ و كلورا و ميسي‌سي‌پي و توليد نفت از طبقات شيني و شني آلوده به نفت توليد داخلي رو به فزوني است.

فناوري‌ها در خليج مكزيكو حتي استخراج نفت را از عمق 4300 فوت ممكن ساخته است. در بحر خزر ما به اين فناوري براي ذخاير نفتي كه در اعماق منطقه متعلق به ايران نياز بسيار داريم. روزي كه مذاكرات آمريكا و برزيل از باب بهره‌برداري از ذخاير ريو دوژانيرو به نتيجه خود برسد پيشرفت قدرت فناوري آمريكا در استخراج نفت از گاز از اعمال دريا نمايان خواهد شد.

كشف ذخاير بزرگ گاز در ساحل باكو در جمهوري آذربايجان در سياست كلي استخراج و فروش ايران تاثيرگذار است. ايران با اين كشور در حساسيت‌هاي بومي، مذهبي عميقي است و جمهوري آذربايجان متجدد و غرب‌گرا و لائيك است. اين كشور يك‌سره از دامان شوروي به استقلال و نشستن در جرگه غرب رو كرده است. و الهام علي‌اف و ياران هر روز به غرب گرايش بيشتر دارند. اين انتخاب نسخه تركيه است. پس در راهي كوفته پيش مي‌رود و ربطي به سياست‌ پر از سوء ظن ايران با غرب ندارد.

تركيه اخيرا اعلام كرد كه من بعد نفت از عربستان سعودي مي‌خرد. اين مشتري خوب و همسايه مسلمان ايران تحمل نفت سياسي ندارد و اينها همه ميزبان ايران است.

استقلال انرژي هيدروكربور شايد هرگز نصيب كشوري مثل تركيه نشود، مهم نيست. مهم اين است كه كشور فروشنده از نفت اسلحه سياسي نسازد. حقيقتي است كه ايران در مورد قرارداد مقدماتي سپر دفاعي آمريكا در تركيه فشار و حتي تهديدات عليه تركيه متوسل شد. پس كار به قطع رابطه فني كشيد زيرا آن فشار و تهديدها به معناي دخالت در امور سياسي مملكت تركيه تعبير شد. ايران زيان بسيار از سياست يكسويه خود بخود روا داشته است و معلوم نيست نظام به چه سودي جز انزواي سياسي دست يافته است؟ و جز اينكه اين شرايط به سود چين ارزان‌خر بسيار گران‌فروش تمام شود چه چيز؟!

از آنچه رفت مي‌توان نتيجه گرفت كه جز اروپا كه حداقل توليد نفت را دارد و هميشه فروشنده نفت خود را خوب انتخاب مي‌كند ايران مشتري ديگري در جهان غرب ندارد. ولي اين كه امروز ايران با دادن اعتبار به اسپانيا و ايتاليا و يونان فروشنده نفت باشد و به دلايل سياسي اين كشورها نفت ايران را تحريم كنند نشان از نامديريت‌ها دارد.

و اما غرب كه درگير نفت و گار نيست و فناوري‌هاي بسيار پيشرفته براي اكتشاف و استخراج و توزيع دارد مثل گذشته دست به كودتا و ديگر روش‌ها براي فشار بر ايران نمي‌زند برعكس با دو يا سه شيوه‌‌هاي تازه بر ايران مي‌تازد ازجمله آن كه فشار كم‌كم موثر همين تحريم را بر جنگ ترجيح مي‌دهد و ديگر آن كه روسيه را اسباب مذاكره‌ رها مي‌سازد. «روسيه باور ندارد كه در اين مذاكره‌ها اسباب كار غرب است» و سوم اين كه به مدد ناخواسته‌اي در انتظار جنگ شيعه و سني مي‌ماند و چهارم آن كه رفته‌رفته اسرائيل را به دور از هدف‌گيري‌هاي سابق ايران وامي‌دارد. و پنجم آن كه از ايران عنود يك ايران خمود در محاصره 1+5 و مذاكرات كشور آن مي‌سازد و اگر اينها همه زمان بگيرند باز هم ملالي نيست چون نفت غرب تامين است.